
+ نوشته شده در یکشنبه دهم دی 1385ساعت 8:13 بعد از ظهر  توسط الهام
|
عشق و خلوت من
دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی
گلهای باغ می آورد دلم برای کسی تنگ است که همچو کودک
معصومی مهربانی را نثارم می کرد دلم برایت تنگ است ولی تا
همیشه با من باش ای پناه خاطره ام هنوز در شب من آن دو
چشمان زیبایت روشن اند کجایی ای همه خوبی تو ای همه
بخشش تنها به خنده یا به شکر خنده های تو گرد و غبار از دل
تنگم زدودنی است